اشعار عید ولایت و اخوت - 13

خرید بک لینک
اشعاراسارتدر شام*******************علیاکبر لطیفیانلبهای تو مگر چه قدر سنگ خورده استقاری من چقدر صدایت عوض شدهتشریفتو به دست همه سنگ داده استاوضاع شهر کوفه برایت عوض شدهتو آنحسین لحظه ی گودال نیستیبالای نیزه حال و هوایت عوض شدهوقتیز رو به رو به سرت می کنم نگاهاحساس می کنم که نمایت عوض شدهجاباز کرده حنجره ات روی نیزه هادر روز چند مرتبه جایت عوض شدهطرزنشستن مژه هایت به روی چشمای نور چشم من به فدایت عوض شدهمابعد از این سپاه تو هستیم "یا حسین"جنگی دگر شده شهدایت عوض شدهتوباز هم پیمبر در حال خدمتیبا فرق این که شکل هدایت عوض شده********************** اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:22

اشعاراسارتدر شام******************* به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم بخند تا که منم خنده ای دوباره کنم اگر اجازه دهی لا اقل برای تنت کمی ز چادر خود را کفن قواره کنم رسیده وقت نماز و برای قبله نما به زلف های رهای تو من اشاره کنم زترس دشمن جانی هراس دارم که به گوش های زخمی طفل تو گوشواره کنم محسن مهدوی **************************** دامن زلف تو در دست صبا افتاده که دل خسته ام اینگونه ز پا افتاده گرچه سر نیزه گرفته است سرت را بر سر پیکرت روی تن خاک ره اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 17:22

شهادت حضرت عباس علیه اسلامبه علت اشکالات سایت بیان، اشعار در سایت بلاگفا ذخیره شده و ازطریق پیوند های زیر قابل مشاهده است********************1- شبیه چشم شما چشم های تر دارد2- اى کشته ی راه داور من3- افتاده ای برای چه از پا ؟ بلندشو اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: روضه حضرت عباس علیه السلام,نوحه حضرت عباس علیه السلام,متن روضه حضرت عباس علیه السلام,دانلود روضه حضرت عباس علیه السلام, نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 12:26

غزل حسینی- استاد سازگار********************** السلام علی الحسینما بهر ولای تو خریدیم بلا را یک لحظه کشیدیم به آتش یم لارادادیم حیات ابدی بر شرف و خون کشتیم از اول به هوای تو هوا راروزی که نبودیم و نبودند خلایق خوردیم ز لعل لب تو آب بقا راوالله قسم چشم به عالم نگشوده در آینة روی تو دیدیم خدا رااز تیغ ولایت سر تسلیم نگیریم صد بار اگر خصم بگیرد سر ما رااز مروه اگر پای کشیدیم چه بهتر در خاک سر کوی تو دیدیم صفا رارفع عطش ماست زجام عطش تو بر دیده نهادیم از آن تیر بلا راجز زخم دم تیغ تو مرهم نپذیریم جز درد تو بر درد نخواهیم دوا راآن روز که دانشگه ما عالم اشعار عید ولایت و اخوت - 13...

ما را در سایت اشعار عید ولایت و اخوت - 13 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 12:24

صفحه بندی